جستجو

تبلیغات


    تبلیغات شما در اینجا

از خدا خواستم !!

    از خدا خواستم تا دردهایم را از من بگیرد

    خدا گفت : نه !
    رها کردن کار توست ، تو باید از آن ها دست بکشی .
    از خدا خواستم تا شکیبایی ام بخشد ،
    خدا گفت : نه !
    شکیبایی زاده ی رنج و سختی است ، شکیبایی
    بخشیدنی نیست ، به دست آوردنی است .
    از خدا خواستم تا خوشی و سعادت ام بخشد ،
    خدا گفت : نه !
    من به تو نعمت و برکت داده ام ، حال با توست که
    سعادت را فراچنگ آوری .
    از خدا خواستم تا از رنج هایم بکاهد ،
    خدا گفت : نه !
    رنج و سختی ، تو را از دنیا دورتر و دورتر و به من نزدیک
    تر و نزدیک تر می کند .
    از خدا خواستم تا روحم را تعالی بخشید ،
    خدا گفت : نه !
    بایسته آن است که تو خود سربرآوری و ببالی اما من تو
    را هرس خواهم کرد تا سودمند و پرثمر شوی .
    من هر چیزی را که به گمانم در زندگی لذت می آفرید از
    خدا خواستم ، و باز خدا گفت : نه !
    من به تو زندگی خواهم داد ، تا تو خود را از هر چیزی
    لذتی به کف آری .
    از خدا خواستم یاری ام دهد تا دیگران را دوست بدارم ،
    همان گونه که او مرا دوست دارد ،
    و خدا گفت : آه ، سرانجام چیزی خواستی تا من اجابت کنم !

    این مطلب تا کنون 36 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ دوشنبه 30 شهريور 1388
    منبع
    برچسب ها : خواستم ,چیزی ,شکیبایی ,
    از خدا خواستم !!

تبلیغات


    Ads

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز یکشنبه 10 ارديبهشت 1396

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر